خرید بک لینک
به نام خدا دبیرستانی که بودم یک اتاق داشتم و یک تخت. با کتاب هایی که کم و زیاد میشد. تختم به یکی از دیوارهای اتاق چسبیده بود که کمی بالاترش کلید برق بود. ولی از روی تخت دستم نمی رسید که خاموش و روشنش کنم. برای آدمی که دقیقا تا خود لحظه ای که خواب حواسش را می رباید، می خواند، بلند شدن و خاموش کردن چ

برچسب: کتاب, نویسنده: آرمان قاسمی تاريخ: چهارشنبه 25 مرداد 1396 ساعت: 15:45

به نام خدا همسر شهید مدافع حرم در استوری اینستاگرامش فیلم دوسه ثانیه ای از نوزاد کوچکش گذاشته که برای اولین بار دارد می گوید: بابا. پشت هم:بابا... خودش چیز خاصی ننوشته. فقط بابا و سه نقطه و یک اسمایلی که از ذوق به جای چشم هایش قلب قرمز دارد. من ولی به آنی فرو می ریزم. هی برمیگردم عقب و بابا گفتن

برچسب: بابا, نویسنده: آرمان قاسمی تاريخ: چهارشنبه 25 مرداد 1396 ساعت: 15:45

به نام خدا خنده های واقعی کجاست؟ مدت هاست شادی از ته دل من بیشتر از هر جای دیگر مال وقت هایی است که در آغوش مامان طبیعتم نشسته ام. گالری عکس های گوشی را که ورق می زنم، نیش های تابناگوش باز شده، لبخندهای پهن، خنده های از ته دل... همه یک جایی در دل طبیعت ثبت شده. نه حتی پارک. جاهایی که تا کیلومترها

برچسب: نویسنده: آرمان قاسمی تاريخ: يکشنبه 8 مرداد 1396 ساعت: 9:54

به نام خدا

دوستان ما...

آنهایی که انتخابشان می کنیم یا مبتلایشان می شویم؟

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۶ساعت 22:17 توسط صاد |

برچسب: نویسنده: آرمان قاسمی تاريخ: يکشنبه 8 مرداد 1396 ساعت: 9:54

به نام خدا سال های اولی که آمده بودم تهران، زیاد قطار سوار می شدم. بعد چند سال اوردوز شدم و گفتم فقط قطار اتوبوسی. بعد هم که کم کم ماشین خریدیم و چارتر گرفتن را یاد گرفتم. خلاصه قصه ما و آن واگن های طولانی و تلق و تولوق شبانه و کوپه بانوان های چهارنفره تمام شد. ولی تمام نشد. بعد همه آن شب را تا یکی

برچسب: نویسنده: آرمان قاسمی تاريخ: يکشنبه 8 مرداد 1396 ساعت: 9:54

به نام خدا معمولا آخر شب ها اینطور می شوم. نمی توانم بخوابم. اگر روز شلوغ پربرنامه پرباری داشته باشم، هیجان روز است که همچنان ادامه دارد و خواب را از چشمانم می گیرد. و اگر روز خلوت کسل بی حرکتی - که معمولا اینطور است - از ناراحتی روزی که هدر داده ام . فکر میکنم در این دقایق پایانی و وقت های اضافه و

برچسب: نویسنده: آرمان قاسمی تاريخ: يکشنبه 8 مرداد 1396 ساعت: 9:54

به نام خدا

زندگی روتین منظم تکراری با حداقل دوماه پشت هم در خانه بودن بدون مهمان طولانی از مشهد، بدون مشهد رفتن های طولانی، بدون روزهای شلوغ قبل امتحان، قبل دفاع، قبل تحویل پروژه... نهابتا با چند مهمانی دوستانه در ماه یا سفرهای کوتاه یکی دو روزه در تعطیلات...

آرزوی دور و دراز این روزهای شلوغ و بی برنامه من است.

+ نوشته شده در جمعه ششم مرداد ۱۳۹۶ساعت 3:44 توسط صاد |

برچسب: نویسنده: آرمان قاسمی تاريخ: يکشنبه 8 مرداد 1396 ساعت: 9:54

صفحه بندی